فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٤١٣: چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟

چـند چـون طـاوس بـاشـی محـو بـال خـویشـتـن؟زیـر پـای خـود نـبـینـی از جـمـال خـویشـتـنکم مبـاش از مرغ بـسـمل در شـهادتـگاه عـشـقمی ز خون خود کن و مطرب…

چـند چـون طـاوس بـاشـی محـو بـال خـویشـتـن؟زیـر پـای خـود نـبـینـی از جـمـال خـویشـتـن
کم مبـاش از مرغ بـسـمل در شـهادتـگاه عـشـقمی ز خون خود کن و مطرب ز بال خویشتن
چون مه از نقصان دل خود را مخور، خورشید باشتــا ز حـال خـود نـگـردی در زوال خـویـشـتـن
مـطــلــب روی زمـیـن در زیـر دامـان شــب اســتجز بـر این دامن مزن دست سؤال خویشتن
بــسـتــر و بــالـیـن مـن از سـایـه بــال هـمـاسـتتـا سـر خـود را کشـیدم زیر بـال خـویشـتـن
عـمـر خــود را کـم بــه امـیـد فـزونـی مـی کـنـنـدساده لوحانی که می دزدند سال خویشتـن
بــا دل افــکــن گـفــتــگـوی دوســتــی را از زبــاندر ثـمر پـوشـیده کـن بـرگ نهال خـویشـتـن
تــرجــمــان گــوهــر شــاداب، آب او بـــس اســتلـب بـگـز صـائب ز اظـهـار کـمـال خـویشـتـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج