فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 6 اردیبهشت 1403

شماره ٣: نغمه آرام از من دیوانه می سازد جدا

نــغــمــه آرام از مــن دیــوانــه مــی ســازد جــداخـواب را از دیـده این افـسـانـه مـی سـازد جـداپـرده شـرم اسـت مـانـع در مـیـان مـاه و دوسـتشــمـع …

نــغــمــه آرام از مــن دیــوانــه مــی ســازد جــداخـواب را از دیـده این افـسـانـه مـی سـازد جـدا
پـرده شـرم اسـت مـانـع در مـیـان مـاه و دوسـتشــمـع را فـانـوس از پــروانـه مـی ســازد جــدا
مــوج از دامــان دریــا بــر نــدارد دســت خــویـشجـان عـاشـق را کـه از جـانانه می سـازد جـدا؟
هر کـجـا سـنگین دلی در سـنگـلاخ دهر هسـتســنـگ از بــهـر مــن دیـوانـه مـی ســازد جــدا
بـود مسجـد هر کف خاکم، ولی عشق این زماندر بـن هـر مـوی مـن بـتـخـانـه مـی سـازد جـدا
بــر نــدارد چــشــم شــوخ او ســر از دنــبــال دلطـفـل مشـرب را کـه از دیوانه می سـازد جـدا؟
سنگ و گوهر هر دو یکسان است در میزان چرخآســیـا کــی دانــه را از دانـه مــی ســازد جــدا
از هــواجــویـی رســانــد خــانــه خــود را بــه آبچون حبـاب از بـحر هر کس خانه می سازد جدا
جـذبـه تـوفیق می خـواهی،سبـک کن خویش راکـهـربــا کـی کــاه را از دانـه مـی ســازد جــدا؟
ز اخـتـلاف جـام، غافل از می وحـدت شده استآن کـه از هم کـعـبـه و بـتـخـانه می سـازد جـدا
مـی فـتـد در رشـتـه جـان چـاک بــی تـابـی مـراتـار زلـفـش را چـو از هم شـانه می سـازد جـدا
بــرنـمـی دارد بــه لــرزیـدن ز گــوهـر دســت، آبرعشه کی دست من از پیمانه می سازد جدا؟
زخـم می بـاید کـه از هم نگـسـلـد چـون موج آبرزق مـا را تــیـغ، بــی دردانـه مـی ســازد جــدا
کی شـود همخـانه صـائب بـا من صـحـرانشـین؟وحـشـیی کز سـایه خـود خـانه می سـازد جـدا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج