فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 اردیبهشت 1403

شماره ٣: مست ما امروز نقش تازه ای بر آب زد

مـســت مـا امـروز نـقــش تــازه ای بــر آب زدشـیشـه می را بـه طـاق ابـروی مـحـراب زدچون بر آرم سر میان خاک و خون غلطیدگان؟بـال مـن سـیلـی بـه روی خـنج…

مـســت مـا امـروز نـقــش تــازه ای بــر آب زدشـیشـه می را بـه طـاق ابـروی مـحـراب زد
چون بر آرم سر میان خاک و خون غلطیدگان؟بـال مـن سـیلـی بـه روی خـنجـر قـصـاب زد
صـبـح بـیـداری نـدارد در پـی این خـواب گـرانورنـه طـوفـان بــارهـا بــر روی بــخـتـم آب زد
چـون صـدف در دامن خـود گوهر مقصود یافتهر که گرد خویش دوری چند چون گرداب زد
خضر و سیر ظلمت و آب حـیات افسانه استتـازه شد هر کس شراب کهنه در مهتـاب زد
نـیـسـت راه خــار در پــیـراهـن عـریـان تــنـیشـعـله آفـت سـر از خـاکـسـتـر سـنجـاب زد
شـعله خـوی تـو دسـت آورد بـیرون ز آسـتـینسـیـلـی بـیـطـاقـتـی بـر چـهـره سـیمـاب زد
صائب از بـس ساده لوحـی بـر خیال عارضشبـوسـه هـا از دور امـشـب بـر رخ مـهتـاب زد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج