فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 26 فروردین 1403

شماره ٣: راندی ز نظر، چشم بلا دیده ما را

رانـدی ز نـظــر، چــشــم بــلــا دیـده مـا رااین چشم کجا بـود ز تـو، دیده ما راسـنگی نفـتـد این طـرف از گوشـه آن بـاماین بـخت نبـاشد سر شوریده ما رامـ…

رانـدی ز نـظــر، چــشــم بــلــا دیـده مـا رااین چشم کجا بـود ز تـو، دیده ما را
سـنگی نفـتـد این طـرف از گوشـه آن بـاماین بـخت نبـاشد سر شوریده ما را
مـردیم بـه آن چـشـمه حـیوان کـه رسـاندشرح عطش سـینه تـفسـیده ما را
فـریـاد ز بــد بــازی دوری کـه بــرافـشـانـداین عرصـه شـتـرنج فرو چـیده ما را
هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کورچـشـم دل از تـیغ نـتـرسـیده مـا را
ما شعله شوق تـو بـه سد حیله نشاندیمدامن مزن این آتـش پـوشـیده ما را
نـاگـاه بــه بــاغ تــو خـزانـی بــفـرسـتــنـدخرسند کن از خود دل رنجیده ما را
بـا اشک فرو ریخت ستـمهای تـو وحـشیپـاشـید نمک، جـان خـراشیده ما را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج