فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٣٩٨: آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

آن خــرابــم کـز زبــانـم حــرف نـتــوان ســاخــتــنبـیش ازین ما را مروت نیست ویران سـاخـتـناز زمین عیسی بـه چـرخ از راه خـودسـازی رسیدچـند بـاشـی در …

آن خــرابــم کـز زبــانـم حــرف نـتــوان ســاخــتــنبـیش ازین ما را مروت نیست ویران سـاخـتـن
از زمین عیسی بـه چـرخ از راه خـودسـازی رسیدچـند بـاشـی در مقام قصر و ایوان سـاخـتـن؟
گــوهــر مــا را گــرانــی در نــظــرهــا شــد گــرانکاش خـود را می تـوانسـتـیم ارزان سـاخـتـن
خـشـم را در پـرده های خـلق پـنهان کردن اسـتآتـش سوزنده را بـر خـود گلسـتـان سـاخـتـن
از مـی لـعـلـی تــن خــاکـی خـود را چــون سـبــودست تا از توست می باید بدخشان ساختن
مـحـرم گـنـج الـهی نـیسـت هـر نـاشـسـتـه رویاز تـوانگر فقر را شرط اسـت پـنهان سـاخـتـن
چشم اگر داری که در چشم جهان شیرین شویچـون گهر بـاید بـه تـلخ و شور عمان ساختـن
تــا نـبــاشــد هـمـت روشــنـدلــی چــون آفــتــابخویش را چون صبـح نتـوان پـاکدامان ساختـن
چــون تــوانـم داد صــائب کـار جــمـعـی را نـظـام؟من که نتـوانم سر خود را بـه سامان ساختـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج