فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٣٩٢: در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق

در دل خـلـد چـو تــیـر قـضـا هـر ادای خـلـقرحم است بر کسی که شود آشنای خلقصـبـح قـیامـت اسـت جـبـین گـشـاده شـانبـرق فـنـاسـت خـنـده دنـدان نـمـای خـل…

در دل خـلـد چـو تــیـر قـضـا هـر ادای خـلـقرحم است بر کسی که شود آشنای خلق
صـبـح قـیامـت اسـت جـبـین گـشـاده شـانبـرق فـنـاسـت خـنـده دنـدان نـمـای خـلـق
در شــوره زار ریـخــتــن آب زنـدگــی اســتاز عـمـر آنـچـه صـرف کـنی دررضـای خـلـق
در چـار موجـه لنگـر کـشـتـی اسـت بـادبـانآســودگـی طـمـع مـکـن ازآشــنـای خــلـق
مرغی است کز گسستن دام است دلگرانآن ساده دل که شکوه کند از جـفای خـلق
درآب زیــر کــاه خـــطـــر بـــیــشـــتـــر بـــوداز ره مـرو بـه ظـاهـر صـلـح وصـفـای خـلـق
هرکس که بـرتـو پـشـت کند مغـتـنم شـمارکـز روی کـار خـلـق بــود بـه، قـفـای خـلـق
تـارو بـه خلق داری، پـشتـت بـه قبـله استبـر خلق پـشت کن که شوی مقتدای خلق
ســیــری ز حـــرف پـــوچ نــدارنــدمــردمــانبـی دانـه سـیـر و دور کـنـد آسـیـای خـلـق
از پــنـبــه نـاز مــرهـم کــافــور مـی کــشــدگـوشـی کـه شـد گـزیـده زآواز پــای خـلـق
دلسـوزیش بـه اشک ندامت سـرشـتـه بـودبـسـتـیم چـشـم یکـقـلم از تـوتـیای خـلـق
تــا وحـشـتــم بــه وادی تــنـهـا روی فـکـنـدبـرمـن دهـان شـیـر بـود نـقـش پـای خـلـق
در دیده ها سـبـک نشـوی تـا چـو بـرگ کـاهازجــا مـرو بــه جــاذبــه کــهـربــای خــلــق
صـائب بـه درد خـویش ز درمان کن اخـتـصـارکـز درد بــی دواسـت گـرانـتــر دوای خـلـق

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج