فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ٣٧١: می کند گل زردرویی از شراب دیگران

مـــی کـــنــد گـــل زردرویــی از شـــراب دیــگـــراندردسـر می گـردد افـزون از گـلـاب دیگـرانبـــا وضــوی دیــگــری مــی بـــنــدد احـــرام نــمــازتـ…

مـــی کـــنــد گـــل زردرویــی از شـــراب دیــگـــراندردسـر می گـردد افـزون از گـلـاب دیگـران
بـــا وضــوی دیــگــری مــی بـــنــدد احـــرام نــمــازتـازه دارد هـر کـه روی خـود بـه آب دیگـران
چـون صـدف از گـوهر خـود خـانه مـن روشـن اسـتنیسـت چـشم من بـه ماه و آفتـاب دیگران
مــی کــنــد بـــا دیــده مــغـــرور مــن کـــار نــمــکگـر فـتـد در کـلـبــه مـن مـاهـتـاب دیـگـران
از جـواب خـشـک گـردم بـیش از احـسـان تـر دمـاغچـشـمه حـیوان من بـاشـد سـراب دیگران
چون نسیم صبـح، گردم گرد هر جا غنچه ای استمـی گـشـاید دل مـرا از فـتـح بـاب دیگـران
خــفــتــه را گـر خــفــتــگـان بــیـدار نـتــوانـنـد کــردچون مرا بـیدار کرد از خواب، خواب دیگران؟
گر نه پـیوسـتـه اسـت بـا هم رشتـه جـان ها، چـراعـمر کـوتـه شـد مرا از پـیچ و تـاب دیگران؟
از خـــدا شــرمــی نــداری در گــنــهــکــاری، ولــیدست می داری ز عصیان از حجاب دیگران
از حــســاب کـرده هـای خــود نـظـر پــوشــیـده اینیستـی یک لحـظه فارغ از حـساب دیگران
در قــبــول شــعــر هـر کــس را مـذاق دیـگــرســتحـالـی عـاشـق نـگـردد انـتــخـاب دیـگـران
چــنـد در افــســانـه ســنـجــی روزگــارم بــگــذرد؟تـا بـه کی بـیدار بـاشم بـهر خواب دیگران؟
می توان صائب به سیلی روی خود تا سرخ داشتاز چـه بـاید کـرد رنگـین از شـراب دیگـران؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج