فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٣٦٨: عاشقان را در ره عشق آرمیدن شرط نیست

عاشقان را در ره عشق آرمیدن شـرط نیسـتوصـل جـانان را نصـیب خـویش دیدن شـرط نیسـتبـربـلا و نعمت ارحـکمت دهد چـون زآن اوستنـعـمـتـش را بــر بــلـای او گـ…

عاشقان را در ره عشق آرمیدن شـرط نیسـتوصـل جـانان را نصـیب خـویش دیدن شـرط نیسـت
بـربـلا و نعمت ارحـکمت دهد چـون زآن اوستنـعـمـتـش را بــر بــلـای او گـزیـدن شـرط نـیـسـت
گــر تــرا ســودای خــورشــیـد جــمـال او بــودهـمـچـوسـایه درپـی مـردم دویـدن شـرط نـیـسـت
آتـش سـودای او چـون تـیز گشت ازبـاد شوقهـمـچـو آب تـیـره بـا خـاک آرمـیـدن شـرط نـیسـت
گـرچـه نـزد عـاشـقـان اوکـه صـاحـب دولـتــنـدزین چنین محنت بجان خود را خریدن شرط نیست
همـچـو آن دریادلـان جـان بـذل کـن، زیرا هنـوزراه بــاقــی داری ازیـاران بــریـدن شــرط نــیـســت
چون سگ وچون مرغ باش اندر شکار وصل یارکـز دویدن چـون بـمـانـی جـز پـریدن شـرط نیسـت
تـا بـصـدر صـفـه وصـلت رسـاند لطـف دوسـتزین وحـل پـای طلب بـیرون کشیدن شـرط نیسـت
دی تـمنای وصـال دوسـت کردم عـشـق گفتزهر غم کم خـورده ای شـکر مزیدن شـرط نیسـت
آب عـزت در دهان کـن خـاک پـایش بـوسـه دهزآنکـه این معـشـوق رابـر لب گزیدن شـرط نیسـت
اندرآن مـجـلـس کـه نقـل عـاشـقـان ریزد زلـبهرمگس را ذوق این شکر چـشیدن شـرط نیسـت
رو بــبــوی از دور قــانـع شــو کــه در گــلـزار اوخـیره چـون بـاد صـبـا بـرگـل وزیـدن شـرط نـیسـت
سـیف فرغانی بـرو تـسـلیم حـکم عشـق شوچـون گرفـتـار آمدی بـرخـود طـپـیدن شـرط نیسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج