فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٣٦٧: روی پنهان کن که آرام دل ازمن می بری

روی پـنـهان کـن کـه آرام دل ازمـن مـی بـریهوشم از سـر می ربـایی جـانم ازتـن می بـریاین چـه دلداری بـود جـانا که بـامن سـاعتـیمـــی نــیــارامـــی وآرا…

روی پـنـهان کـن کـه آرام دل ازمـن مـی بـریهوشم از سـر می ربـایی جـانم ازتـن می بـری
این چـه دلداری بـود جـانا که بـامن سـاعتـیمـــی نــیــارامـــی وآرام دل ازمـــن مــی بـــری
گـفـتـه ای نـزد تـوآیم بـر مـن این مـنـت مـنـهگـر بـیـایـی زآب چـشـمـم در بــدامـن مـی بـری
ور مرا بـی التفاتی می کنی زآن بـاک نیستکز دلم سودای خود (چون) زنگ ازآهن می بری
بـارقـیب ازمن شـکـایت کـرده ای ای بـی وفـاماجـرای دوسـت تـا کی پـیش دشمن می بـری
درشـب زلـفـت نـهـان کـن آن رخ چــون روز راکآب روی مـهـر و مـه زآن روی روشـن مـی بـری
زآن رخ همچون گل و زلف چو سنبـل درچـمنآتـش لـالـه نـشـانـدی وآب سـوسـن مـی بــری
درشـب تـیـره بــتـابـی بــر دلـم از راه چـشـمهـمـچـو مـاه از بـام گـردون ره بـر وزن مـی بـری
دوش درمستی ازآن لب بوسه یی بربوده انددرعوض ده می دهم گربـر من آن ظـن می بـری
سیف فرغانی چـو سعدی نزد آن دلبـر سخندر بــدریـا مـی فـرسـتـی زر بـمـعـدن مـی بــری

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج