فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٣٤٣: دل چه باشد تا کسی از دلستان دارد دریغ؟

دل چه بـاشد تـا کسی از دلستـان دارد دریغ؟عـاشـق ازمعشـوق هیهات اسـت جـان دارد دریغآن کـه ازدنـدان تــرابــخـشـیـد چـنـدیـن آسـیـابــی دهـن وا کـردنـی …

دل چه بـاشد تـا کسی از دلستـان دارد دریغ؟عـاشـق ازمعشـوق هیهات اسـت جـان دارد دریغ
آن کـه ازدنـدان تــرابــخـشـیـد چـنـدیـن آسـیـابــی دهـن وا کـردنـی حــاشـا کـه نـان دارد دریـغ
حـسـن را بـا سـینه چـاکان التـفـات دیگرسـتمـاه مـمـکـن نـیـســت پــرتــو ازکــتــان دارد دریـغ
نیست بـخل، از دوربـاش بـی نیازیهای ماستنــعــمــت خـــود را اگــر ازمــاجـــهــان دارد دریــغ
آن که می بخشد سگان رالقمه بی استخواناز هـمـای مـا ز خــشـکـی اسـتــخـوان دارد دریـغ
آن کـه از دنـدان دهـانـت پـر ز گـوهر سـاخـتـهنـیـسـت مـمـکـن تـالـب گـور از تـو نـان دارد دریـغ
نیسـت جـز روی زمین خـورشید را جـولانگهیعـشـق هیهات اسـت لـطـف ازخـاکـیان دارد دریغ
آب را کــافــر نـمــی دارد دریـغ از تــشــنـگــانچـون کسـی از تـیغ خـونخـوار تـو جـان دارد دریغ؟
عـاقـبــت خـط لـعـل سـیـراب تـرا بــی آب کـردایـن ســزای آن کــه آب ازتــشــنــگــان دارد دریـغ
سخـت می تـرسم که ازسنگین دلیها آسمانازمـــن دیــوانــه ســـنـــگ کـــودکـــان دارد دریــغ
بـهـتـر از سـیری دهن بـنـدی نـبـاشـد شـیر راغافل است آن کس که مال از دشمنان دارد دریغ
درکـنـار بــحــر صــائب قـطـره دریـا مـی شــودکــس چــرا جــان راازان جــان جــهـان دارد دریـغ؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج