فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٣٣٣: چون ترا میل و مرا ازتو شکیبایی نیست

چـون تـرا میل و مرا ازتـو شکیبـایی نیستصـبـر خـواهم که کـنم لیک تـوانایی نیسـتمر ترا نیست بمن میل و شکیبایی هستبـنده را هست بـتو میل و شکیبـایی نیستچه…

چـون تـرا میل و مرا ازتـو شکیبـایی نیستصـبـر خـواهم که کـنم لیک تـوانایی نیسـت
مر ترا نیست بمن میل و شکیبایی هستبـنده را هست بـتو میل و شکیبـایی نیست
چه بـود سود از آن عمر که بی دوست رودچـه بـود فایده ازچـشـم چـو بـینایی نیسـت
بــر سـر کـوی تـو در قـیـد وفـای خـویـشـمور نه رفتـنم ای دوسـت زبـی پـایی نیسـت
من سـگ کـویم و هرجـای مـرا مأواییسـتبـودنـم بـر در این خـانه زبـی جـایی نیسـت
گفـتـی از اهل زمان نیسـت وفـایی کس رابـنده را هست ولیکن چو تـو فرمایی نیست
دل رهایی طلبـد از تـو بـهر روی که هستور چـه داند که چـو روی تـو بـزیبـایی نیست
در چـو دربـهر بـود چـون تـو نبـاشـد صـافیگل چو بر شاخ بود چون تو بر عنایی نیست
ســیـف فــرغــانـی هـر روز بــیـایـد بــر تــودولـت آنـکـه تـو یکـشـب بـر او آیی نـیسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج