فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٣٣٢: مجوی شادی چون در غمست میل نگار

مجـوی شـادی چـون در غمسـت میل نگارکه در دو پـنجه شیری تو ای عزیز شکاراگـر چــه دلـبــر ریـزد گـلـابــه بــر ســر تــوقبول کن تو مر آن را به جای مشک تت…

مجـوی شـادی چـون در غمسـت میل نگارکه در دو پـنجه شیری تو ای عزیز شکار
اگـر چــه دلـبــر ریـزد گـلـابــه بــر ســر تــوقبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار
درون تـو چـو یکـی دشـمـنـیسـت پـنـهانیبـجـز جـفـا نبـود هیچ دفـع آن سـگسـار
کسی که بـر نمدی چوب زد نه بر نمدستولی غرض همه تا آن برون شود ز غبـار
غـبــارهـاسـت درون تــو از حــجــاب مـنـیهمـی بـرون نـشـود آن غـبـار از یک بـار
بـه هر جـفـا و بـه هر زخـم انـدک انـدک آنرود ز چـهره دل گه بـه خواب و گه بـیدار
اگـر بـه خـواب گـریـزی بـه خـواب دربـیـنـیجـفـای یار و سـقـط هـای آن نـکـوکـردار
تـراش چـوب نـه بـهـر هـلـاکـت چـوبــسـتبــرای مـصـلـحـتـی راسـت در دل نـجـار
از این سبب همه شر طریق حق خیرستکـه عـاقـبـت بـنـمـاید صـفـاش آخـر کـار
نـگـر بـه پـوسـت کـه دبــاغ در پـلـیـدی هـاهـمــی بــمــالــد آن را هــزار بــار هـزار
کـه تـا بــرون رود از پـوسـت عـلـت پـنـهـاناگـر چـه پـوسـت نداند ز اندک و بـسـیار
تـو شـمـس مـفـخـر تـبـریـز چـاره هـا داریشتـاب کن که تـو را قدرتیست در اسرار

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج