فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٣٢٩: مابه خون جگریم از می گلگون قانع

مابـه خـون جـگـریم از می گـلگـون قـانعبــا خــمــاریـم ز لــعــل لــب مــیـگــون قــانـعهرگـز از می نشـود جـام نگونش خـالیهـرکـه چـون لـالـه شـود بـاد…

مابـه خـون جـگـریم از می گـلگـون قـانعبــا خــمــاریـم ز لــعــل لــب مــیـگــون قــانـع
هرگـز از می نشـود جـام نگونش خـالیهـرکـه چـون لـالـه شـود بـادل پـر خـون قـانـع
می شود ساغرش ازبـاده حـکمت لبـریزشد بـه خـم هرکه ز مسکن چـو فلاطون قانع
فارغ از دردسـر جـاه شود ، هرکس شـدبـــه کـــلـــاه نــمــدازتـــاج فـــریــدون قـــانــع
خفظ اندازه محال است توان در می کردچون به صد بوسه شوم زان لب میگون قانع؟
از نـظــربــازی آن لـیـلـی عــالــم صــائببــه تــمـاشـای غـزالـیـم چــو مـجــنـون قـانـع

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج