فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٣٢٦: مستانه سر شیشه می باز گشودیم

مسـتـانه سـر شیشه می بـاز گشودیمدیـگـر در صــد مـیـکــده راز گـشــودیـمهر بند طلسمی که در آن زلف درازستچون شانه به سرپنجه اعجاز گشودیمبـی ظـرفـی ما بـ…

مسـتـانه سـر شیشه می بـاز گشودیمدیـگـر در صــد مـیـکــده راز گـشــودیـم
هر بند طلسمی که در آن زلف درازستچون شانه به سرپنجه اعجاز گشودیم
بـی ظـرفـی ما بـاعـث رسـوایی ما شـدتـا راه سـخـن بـر لـب غـمـاز گـشـودیم
بـر سـینه مـا نـاخـن شـهبـاز فـرو ریخـتتـا بــال بــه خـمـیـازه پــرواز گـشـودیـم
صـائب قـلـم ما نشـود چـون عـلم فـتـح؟مـا مـهـر نـهـانـخـانـه اعـجـاز گـشـودیم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج