فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٣٢١: کام دل ازان غنچه مستور گرفتیم

کام دل ازان غنچه مستـور گرفتـیمصـد تـنگ شـکـر از دهن مـور گـرفـتـیمآخـر ز بـیابـان جـنـون سـر بـدر آوردهـر چـنـد عـنـان دل پـرشـور گـرفـتـیـمبـردیم ز …

کام دل ازان غنچه مستـور گرفتـیمصـد تـنگ شـکـر از دهن مـور گـرفـتـیم
آخـر ز بـیابـان جـنـون سـر بـدر آوردهـر چـنـد عـنـان دل پـرشـور گـرفـتـیـم
بـردیم ز خط راه بـه آن کان ملاحتاین چـاشـنی از نشـتـر زنبـور گرفـتـیم
از ناله شـبـگـیر رسـیدیم بـه منزلما دزد خـود آخـر شـب دیجـور گرفـتـیم
رفتیم به صحرای شکر خیز قناعتصـد تـنگ شـکـر از دهن مـور گـرفـتـیم
صـائب ز گریبـان قلم سـر بـدر آوردهر چند که خود را ز سخن دور گرفتیم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج