فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٣١٦: ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم

ما تـخـم درین مزرعه جـز اشک نکشـتـیمیک رشـتـه درین غمکده جـز آه نرشـتـیمچـــون آبـــلـــه در زیــر قـــدم راهــروان رابـردیم بـسـر عـمـری و هموار نگـش…

ما تـخـم درین مزرعه جـز اشک نکشـتـیمیک رشـتـه درین غمکده جـز آه نرشـتـیم
چـــون آبـــلـــه در زیــر قـــدم راهــروان رابـردیم بـسـر عـمـری و هموار نگـشـتـیم
بـا گـرمروی چـون جـرس از نالـه شـبـگـیریک خفتـه درین بـادیه بـر جـای نهشتـیم
از دانه ناگـشـتـه چـه امید تـوان داشـت؟افسوس بـود حاصل تـخمی که نکشتیم
نقصان نکند هیچ کس از جـود و سـخـاوتدر خـوشه رسـیدیم گر از دانه گذشـتـیم
از بـوتـه بـه سیم و زر خـالص نرسد نقصبـا ما چـه کند دوزخ اگر پـاک سـرشـتـیم
هر چـند ز بـی بـال و پـری خـانه نشـینیمچون آهوی وحشت زده در دامن دشتیم
در مشق جنون گر چه سر آمد همه عمرسطری که توان داد بـه دستی ننوشتیم
این آن غـزل سـعـدی شـیـراز کـه فـرمـودخـرما نتـوان خـورد ازین خـار که کشتـیم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج