فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 خرداد 1403

شماره ٣١١: کو بخت که در میکده با یار نشینم؟

کـو بـخـت کـه در مـیـکـده بـا یـار نـشـیـنـم؟در مـاتـم غـمـهای جـگـر خـوار نشـینممــانــنــد حــبــاب از دل مــی ســر بــدر آرمبـا نغمه بـه یک پـرده و…

کـو بـخـت کـه در مـیـکـده بـا یـار نـشـیـنـم؟در مـاتـم غـمـهای جـگـر خـوار نشـینم
مــانــنــد حــبــاب از دل مــی ســر بــدر آرمبـا نغمه بـه یک پـرده و یک تـار نشـینم
هر مصـلحـت عـقل کم از کوه غمی نیسـتکو رطـل گرانی که سـبـکـبـار نشـینم؟
حـسـن رخ گـل چـشـم بـه راه نگـه ماسـتاز همت پست است که با خار نشینم
آه این چـه حـجـاب اسـت که از شـرم رخ تـودر خـانـه خـود روی بـه دیوار نـشـیـنـم
صائب چه کنی منع من از عاشقی و شعر؟اینها بـه ازان نیست که بـیکار نشینم؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج