فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٣١١: میر شکار من که مرا کرده ای شکار

میر شـکـار من کـه مرا کـرده ای شـکـاربـی تـو نه عیش دارم و نه خـواب و نه قراردلـدار مـن تـویـی سـر بـازار مـن تـویـیاین جـملـه جـور بـر من مسـکـین روا…

میر شـکـار من کـه مرا کـرده ای شـکـاربـی تـو نه عیش دارم و نه خـواب و نه قرار
دلـدار مـن تـویـی سـر بـازار مـن تـویـیاین جـملـه جـور بـر من مسـکـین روا مـدار
ای آنک یار نیست تو را در جهان عشقمـن در جــهـان فـکـنـده کـه ای یـار یـار یـار
درده از آن شـــراب کـــه اول بـــداده ایزان چشم های مست تو بشکن مرا خمار
از آسمان فرسـت شرابـی کز آن شرابانـدر زمـیـن نـمـانـد یـک عــقـل هـوشــیـار
روزی هــزار کــار بــرآری بــه یـک نــظــرآخــر یـکــی نـظــر کــن و ایـن کــار را بــرآر

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج