فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ٣٠٧: ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

ای محـو عـشـق گشـتـه جـانی و چـیز دیگـرای آنـک آن تـو داری آنـی و چـیـز دیگـراســـرار آســـمـــان را و احـــوال ایـــن و آن رااز لـوح نـانبـشـتـه خـوا…

ای محـو عـشـق گشـتـه جـانی و چـیز دیگـرای آنـک آن تـو داری آنـی و چـیـز دیگـر
اســـرار آســـمـــان را و احـــوال ایـــن و آن رااز لـوح نـانبـشـتـه خـوانی و چـیز دیگـر
هر دم ز خلق پـرسی احـوال عرش و کرسیآن را و صـد چـنان را دانی و چـیز دیگـر
لـعـلـیسـت بـی نهایت در روشـنی بـه غـایتآن لـعـل بـی بـها را کـانی و چـیز دیگـر
حـکـمی کـه راند فـرمان روز الـسـت بـر جـانآن جـمله حـکم ها را رانی و چـیز دیگر
چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سوآن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر
آن چـــشـــم احـــول آمـــد در گـــام اول آمــدکـو گـفـت اولـی را ثـانـی و چـیـز دیگـر
هـر کـو بــقـا نـیـابــد از شـمـس حـق تـبــریـزاو هسـت در حـقایق فانی و چـیز دیگر

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج