فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٢٨٦: زهی صیت حسن تو عالم گرفته

زهی صیت حـسن تـو عالم گرفتـهزبـار غمت پـشت جان خم گرفتـهبــپــروانـه شــعــلـه شــمـع رویـتچـو خـورشـید اطراف عالم گرفتـهزانفاس عیسـی عشـق تـو هر دمدل…

زهی صیت حـسن تـو عالم گرفتـهزبـار غمت پـشت جان خم گرفتـه
بــپــروانـه شــعــلـه شــمـع رویـتچـو خـورشـید اطراف عالم گرفتـه
زانفاس عیسـی عشـق تـو هر دمدل مرده روحـی چـو مریم گرفـتـه
دل خـسـتــه مـن ز نـیـش غـم تــوجراحت بـخود همچو مرهم گرفته
بـه شمشیر غم عشق نامهربـانتمرا ریخـتـه خـون و مـاتـم گـرفـتـه
زســوز دل بــنـده و آب چــشـمـشثــریـا حــرارت ثــری نـم گــرفــتــه
هم از فـضـله روی شـوی جـمالـتصـبـا روی گل را بـشـبـنم گـرفـتـه
چو پـوشیده جان جامه قالب آن دمغــم تــو گــریــبــان آدم گــرفــتــه
بـیک چنگل جـذبـه شهبـاز عشقتبـسی مرغ چـون پـورادهم گرفتـه
ز روز و ز شــب گــرمـدد بــازگـیـریمه وخور شود هر دو با هم گرفته
عـجـب نـبـود ارتـا قـیـامـت بــمـانـدافـق را دهان صـبـح را دم گـرفـتـه
بشادی دل سیف فرغانی ای جانبـتـو داده جان در عوض غم گرفته
سـکـندر ممالک بـلشـکـر گـشـودهسـلـیمـان ولـایت بـخـاتـم گـرفـتـه

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج