فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٢٦٤: معده را پر کرده ای دوش از خمیر و از فطیر

معـده را پـر کرده ای دوش از خـمیر و از فـطـیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ می جستی بگیربـعـد پـرخـوردن چـه آید خـواب غـفـلت یا حـدثیار بـادنجـان چه بـاشد سر…

معـده را پـر کرده ای دوش از خـمیر و از فـطـیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ می جستی بگیر
بـعـد پـرخـوردن چـه آید خـواب غـفـلت یا حـدثیار بـادنجـان چه بـاشد سرکه بـاشد یا که سیر
سوز اگر از روح خواهی خواجه کم کن لقمه راگوز اگر مفـتـوح خـواهی کاسـه را در پـیش گیر
ای خـدا جـان را پـذیـرا کـن ز رزق پـاک خـویشتـا نـمـانـد چـون سـگـان مـردار هر لـقـمـه پـذیر
وقـــت روزه از مـــیـــان دل بـــرآیــد نـــالـــه زاربــعـد خــوردن از ره زیـریـن گـشــایـد پــرده زیـر

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج