فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٢٥٥: گردون که زهر می چکد از روی شکرش

گردون که زهر می چـکـد از روی شـکرشخــون نــقــابــدار بــود شــیــر مــادرشهـر سـاده دل کـه شـهـد تــمـنـا کـنـد ازوگـردد زنـیـش، خـانـه زنـبــور پــی…

گردون که زهر می چـکـد از روی شـکرشخــون نــقــابــدار بــود شــیــر مــادرش
هـر سـاده دل کـه شـهـد تــمـنـا کـنـد ازوگـردد زنـیـش، خـانـه زنـبــور پــیـکـرش
بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای استشبـنم گداسـت دیده خـورشید انورش
ایـن تــیـغ آبــدار کــه چــرخ اســت نــام اواز پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش
صـائب اگـر چـه بـا تـو دم از دوسـتـی زنـدزهر نفاق می چـکد از چـشم اختـرش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج