فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٢٤٦: ای که نام اشنوده باشی خسرو پرویز را

ای کـه نـام اشـنوده بـاشـی خـسـرو پـرویز رارو سـفـر کـن تــا بــبــیـنـی خـسـرو تــبــریـز رابی گمان عاشق شدی شیرین برو فرهاد وارگر بـدی از لطـف و حـس…

ای کـه نـام اشـنوده بـاشـی خـسـرو پـرویز رارو سـفـر کـن تــا بــبــیـنـی خـسـرو تــبــریـز را
بی گمان عاشق شدی شیرین برو فرهاد وارگر بـدی از لطـف و حـسـن آن مملکت پـرویز را
آفـریـن بــر مـادر گـیـتـی و بـر طـبـعـش کـه اونـام خـسـرو کـرد ایـن شـیـریـن شـورانـگـیـز را
لـایـق این مـرتـبـه شـیـرین تـوانـد بـود و بـسگر شکر چین در خور ست این لعل شکر ریز را
هر شـبـی از پـرتـو خـود شـمع بـر بـالـین نهدآفــتــاب روی او مــر صــبـــح بــیــگــه خــیــز را
غالیه ارزان شود هرگه که مشک افشـان کندبـر تـن هـمـچـون حـریر آن شـعـر عـنـبـر بـیز را
چشم بـیمارش چوبـی پـرهیز ریزد خون خلقتـن درسـتـی کـی بــود بـیـمـار بـی پـرهـیـز را
نزد مسـتـان شـراب عشق او تـیره اسـت آببـــا لــب مــیــگــون او صــهــبــای دردآمــیــز را
سـیف فـرغـانی مدام از فـتـنه حـسـنش بـودمـنـتـظـر هـمـچـون شـهـیدان روز رسـتـاخـیز را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج