فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٢٣٠: مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش

مـکـن خـراش دل سـنگ نیز پـیشـه خـویشکه کشته می شوی آخر به زخم تیشه خویشزشـرم صـورت شـیرین مـرا مـیسـر نـیسـتز دور بــوســه زدن بــر دهـان تــیـشـه خــ…

مـکـن خـراش دل سـنگ نیز پـیشـه خـویشکه کشته می شوی آخر به زخم تیشه خویش
زشـرم صـورت شـیرین مـرا مـیسـر نـیسـتز دور بــوســه زدن بــر دهـان تــیـشـه خــویـش
مــرا بــه دار فــنــای زمــانــه چــون حــلــاجبــجـز رسـن نـبـود بـهـره ای ز پـیـشـه خـویـش
کـه غـیـر ســبــزه خــط تــو ای بــهـار امـیـدرسانده است در آتـش بـه آب، ریشه خـویش ؟
بـه لطف شـیشـه گر، امید من درسـت بـودازان دریـغ نــدارم زســنـگ شــیـشــه خــویـش
دوام خنده شادی چو غنچه یک دهن استخـوشـم بـه تـنگـدلـی بـا غـم همیشـه خـویش
چـو پـیش صرصر مرگ است کوه و کاه یکیبـه سنگ خاره چـه محکم کنیم ریشه خویش ؟
نـمـی رســد بــه غـزالـان فـربــه آســیـبــیاگـر ز پــهـلـوی لـاغـر کـنـنـد بــیـشــه خــویـش
شـدم بـه خـوردن دل قـانـع از جـهان صـائبچـو شـیـر پـا نـگـذارم بــرون ز بــیـشـه خـویـش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج