فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٢٢٧: عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوست

عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوستگل کـه هر سـالی بـمردم می رسـاند بـوی دوسـتدم بـدم چـون تـار مـوسـیـقـار در هـر پـرده ییخـوش بـنال ای یار تـا در …

عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوستگل کـه هر سـالی بـمردم می رسـاند بـوی دوسـت
دم بـدم چـون تـار مـوسـیـقـار در هـر پـرده ییخـوش بـنال ای یار تـا در چـنگـت افـتـد موی دوسـت
زآفـتـاب و ماه و انجـم گر تـو خـواهی راه رفـتمشعله بـر مشعله است از کوی تـو بـا کوی دوست
گــر نـظــر داری بــرو از دیـدن آن مــشــعــلــهچـشـم دربـنـد ای مـبـصـر تـا بــبـیـنـی روی دوسـت
انـدریـن پـسـتـی نـدیـدم هـیـچ، زیـبـاتـر نـبـودزیر گـردون همـچـو بـر بـالـای چـشـم ابـروی دوسـت
گـاو گـردون کـه کـشـد از بــهـر اسـب دولـتـتگـر شـوی یـک روز شـهـمـات از رخ نـیـکـوی دوسـت
خفتـه مر مقصود را چـون دست در گردن کنیای بـپـای جـسـت و جـو گامی نرفتـه سوی دوسـت
زاهـل ایـن خـرگـاه اطـنـاب تــعـلـق قـطـع کـنپـس بـزن هرجـا که خواهی خیمه در پـهلوی دوست
سیف فرغانی بـتـیغ دوسـت گر کشتـه شویعاشقی باش که (عاشق) کشتن آمد خوی دوست

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج