عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوستگل کـه هر سـالی بـمردم می رسـاند بـوی دوسـتدم بـدم چـون تـار مـوسـیـقـار در هـر پـرده ییخـوش بـنال ای یار تـا در …
| عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوست | گل کـه هر سـالی بـمردم می رسـاند بـوی دوسـت |
| دم بـدم چـون تـار مـوسـیـقـار در هـر پـرده یی | خـوش بـنال ای یار تـا در چـنگـت افـتـد موی دوسـت |
| زآفـتـاب و ماه و انجـم گر تـو خـواهی راه رفـت | مشعله بـر مشعله است از کوی تـو بـا کوی دوست |
| گــر نـظــر داری بــرو از دیـدن آن مــشــعــلــه | چـشـم دربـنـد ای مـبـصـر تـا بــبـیـنـی روی دوسـت |
| انـدریـن پـسـتـی نـدیـدم هـیـچ، زیـبـاتـر نـبـود | زیر گـردون همـچـو بـر بـالـای چـشـم ابـروی دوسـت |
| گـاو گـردون کـه کـشـد از بــهـر اسـب دولـتـت | گـر شـوی یـک روز شـهـمـات از رخ نـیـکـوی دوسـت |
| خفتـه مر مقصود را چـون دست در گردن کنی | ای بـپـای جـسـت و جـو گامی نرفتـه سوی دوسـت |
| زاهـل ایـن خـرگـاه اطـنـاب تــعـلـق قـطـع کـن | پـس بـزن هرجـا که خواهی خیمه در پـهلوی دوست |
| سیف فرغانی بـتـیغ دوسـت گر کشتـه شوی | عاشقی باش که (عاشق) کشتن آمد خوی دوست |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج










