فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٢١٢: کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش

کـسـی کـه دیـدن روی تـو کـرد حـیرانـشبــه دیـده آب نـگــردد ز مـهـر تــابــانـشگـل عـذار تـرا حـاجـت نـگـهـبــان نـیـسـتکه هسـت ازعرق شرم خـود نگهبـان…

کـسـی کـه دیـدن روی تـو کـرد حـیرانـشبــه دیـده آب نـگــردد ز مـهـر تــابــانـش
گـل عـذار تـرا حـاجـت نـگـهـبــان نـیـسـتکه هسـت ازعرق شرم خـود نگهبـانش
کــنـد ز لـطــف بــدن کــار اخــگـر ســوزانفـتــد اگـر گـل بــی خـار در گـریـبــانـش
اگـر چـه مـایده حـسـن را نـهایت نـیسـتز پـاره دل خـویش اسـت رزق مهمانش
گـل صــبــاح،دربــســتــه آیـدش بــه نـظـرفـتـاد دیده هـرکـس بـه روی خـنـدانـش
مرا ز پسته دهانی است چشم دلسوزیکـه شـور حـشـر بـود گـرده نمـکـدانـش
بـه هیچ قـطـره بـاران بـه چـشـم کم منگرکه هست مخزن گوهر زسینه چاکانش
ز لقـمه حـرص گدا کـم نمی شـود صـائبلـب سؤال دگـر مـی شــود لـب نـانـش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج