فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٢٠: دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش

دلـارامـی کـه حـیرانم مـن از حـسـن جـهانگـیرشرخ او آیتـی در حـسـن و نور قدس تـفسـیرشچـو دسـت عـشـق او گیرد کمان حـکم در قـبـضـهنه مردی گر بـرو داری که…

دلـارامـی کـه حـیرانم مـن از حـسـن جـهانگـیرشرخ او آیتـی در حـسـن و نور قدس تـفسـیرش
چـو دسـت عـشـق او گیرد کمان حـکم در قـبـضـهنه مردی گر بـرو داری که بـرجز تو رسد تیرش
چـو زلـف او کـنـد در بـنـد مـجـنـونـان عـشـقـش رااگـر از حـلـقـه مـایـی بــده گـردن بـزنـجـیـرش
رضـیـع مـادر فـطـرت کـه دارد در دهـان پــســتــانبـقـای جـاودان یابـد اگـر زآن لـب بـود شـیرش
کـسـی کـز آتـش شـوقـش نـدارد شـمـع دل زندههم از روغن شـود کشـتـه چـراغ دولت پـیرش
بـچـندین سـعی همچـون مال آن شـادی جـانها رااگر روزی بدست آری برو چون غم بدل گیرش
ایـا شـیـریـن بـنـیـکـویی بـبـخـت شـور مـن گـوییشب وصل تو خوابـی بـود و روز هجر تعبـیرش
اگر عـاصـی بـمحـشـر در شـفیع از روی تـو سـازدکرم را بـعد از آن نبـود سخن در عفو تقصیرش
شراب عشق در دادی و من چون چشم مخمورتخرابـیها کنم زین پـس که مستـم کرد تأثیرش
بـتـدبـیر خـرد گـفـتـم مگـر حـل گـردد این مشـکـلدگـر بـر ریسـمـان ما گـره زد دسـت تـدبـیرش
بـرای مخـزن شـاهیش مسـکـین سـیف فـرغـانینـدارد زر ولـی دارد مـسـی از بـهر اکـسـیرش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج