فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 27 تیر 1403

شماره ١: که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟

کــه بــر بــالـیـن مـن بــا قــامـت چــالـاک مـی آیـد؟کـه آه از سـینه ام بـیرون گـریبـان چـاک مـی آیددر آن مــحــفــل کــه دیــوار و در آتــش زیــر پ…

کــه بــر بــالـیـن مـن بــا قــامـت چــالـاک مـی آیـد؟کـه آه از سـینه ام بـیرون گـریبـان چـاک مـی آید
در آن مــحــفــل کــه دیــوار و در آتــش زیــر پــا داردکــجــا خــودداری از پــروانـه بــیـبــاک مــی آیـد؟
نـمـی آیـد عـلـاج زهـر خــشـک از سـوزن عـیـسـیکه این خار از جگر بـیرون بـه دست تـاک می آید
چـراغ کـشـتـه روشـن مـی تـوان کـردن ز مـژگـانشبـه چـشـم هر کـه آن رخـسـار آتـشـناک می آید
در آن کـشــور کـه از زنـگـار نـشــنـاســد طـوطـی راچــه کــار از جـــوهــر آیــیــنــه ادراک مــی آیــد؟
به خون خلق از ان تشنه است مژگان سبکدستشکـه از آغـوش زخـم آن تـیغ بـیـرون پـاک مـی آیـد
مـن آن صـید همـایونـم کـه اشـک شـادی از قـتـلـمبـه چـشـم جـوهر شـمـشـیر آن بـیبـاک مـی آید
کـدامـیـن خــانـه پــردازسـت در خـلـوت سـرای دل؟کـه گـردآلـود حـرف از سـیـنـه غـمـنـاک مـی آیـد
ز زخـم آسـیـا، بــی حــاصـلـان را نـیـسـت پــروایـیتـوگـر بـی مـدعـا گـردی چـه از افـلـاک مـی آید؟
کـه مـی سـازد نـشـان تــیـر یـارب اسـتــخـوانـم را؟که چون صبح از زمین بیرون گریبان چاک می آید
زجــیـب فـکـر اگـر گـاهـی ســر عـاشــق بــرون آیـدبـــه انــداز کــمــنــد وحــدت فــتــراک مــی آیــد
مـدو دنـبــال روزی، پــا بــه دامــان قــنـاعــت کــشکـه گـندم از زمـین بـیرون گـریبـان چـاک مـی آید
دهان خویش صائب چـون صدف پـاک از شکایت کنکـه جـای لـقـمـه گـوهـر در دهـان پـاک مـی آیـد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج