فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ١٩٨: عاشق روی تو از کوی تو ناید در بهشت

عـاشـق روی تـو از کـوی تـو ناید در بـهشـتنزد عـاشـق فـخـر دارد خـاک کـویت بـر بـهشـتعاشق عالی نظر آنست که کو بیند بـچشمروی تــو امــروز در دنــیــا و …

عـاشـق روی تـو از کـوی تـو ناید در بـهشـتنزد عـاشـق فـخـر دارد خـاک کـویت بـر بـهشـت
عاشق عالی نظر آنست که کو بیند بـچشمروی تــو امــروز در دنــیــا و فــردا در بـــهــشــت
وقـت دیدار تـو بـا درویش، شـرکـت کـی بـودآن تـوانگر را که چـون شداد هست از زر بـهشت
عـاشــقـان دوزخ آشــام تــرا امـروز هـســتدر دل از یاد تـو این معشـوق جـان پـرور بـهشـت
عاشقت بـستد بـدست همت و از پس فگندانـدریـن ره پــیـش او گـر دوزخ آمـد گـر بــهـشـت
چـون دل بـیگانگان جـانا ز ذکـرت غـافـلسـتگـر بـود در خـاطـرش بـا یادت ای دلـبـر بـهـشـت
بـر امـید صـحـت مـسـتـان خـمـر عـشـق تـوپـای کوبـند از طرب حوران بـسی در هر بـهشت
چـون خضر آب حـیات وصل چـون یابـد کسیایسـتـاده در مـیان چـون سـد اسـکـندر بـهشـت
تـا درو گوهر ز آب چـشـم عـشـاقـت بـیافـتشــاهـدان خــلـد را نـگـرفــت در زیـور بــهـشــت
گر بـرحمت ننگری جنت بـود همچون جـحیمور قـدم در وی نهی دوزخ شـود یکـسـر بـهشـت
سیف فرغانی مکن بیرون خیال روی دوستاز درون خـود کـه بـا حـورسـت نـیکـوتـر بـهـشـت
گر کـند در کـوی تـو عـاشـق بـجـنت التـفـاتهست بر عاشق غرامت هست منت بر بهشت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج