فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ١٩٠: با آن که می رسانی آن باده بقا را

بـــا آن کــه مــی رســانــی آن بـــاده بــقــا رابـی تـو نمـی گـوارد این جـام بـاده مـا رامـطـرب قـدح رها کـن زین گـونـه نـالـه ها کـنجـانا یکی بـها …

بـــا آن کــه مــی رســانــی آن بـــاده بــقــا رابـی تـو نمـی گـوارد این جـام بـاده مـا را
مـطـرب قـدح رها کـن زین گـونـه نـالـه ها کـنجـانا یکی بـها کـن آن جـنس بـی بـها را
آن عــشــق ســلـســلـت را وان آفـت دلـت راآن چـاه بــابـلـت را وان کـان سـحـرهـا را
بــــازآر بــــار دیـــگـــر تـــا کـــار مـــا شـــود زراز ســر بــگـیـر از ســر آن عــادت وفــا را
دیـو شـقـا ســرشـتــه از لـطـف تــو فـرشـتــهطـغـرای تـو نبـشـتـه مر ملـکـت صـفـا را
در نــورت ای گــزیــده ای بــر فــلــک رســیـدهمـن دم بـه دم بـدیـده انـوار مـصـطـفـا را
چون بسته گشت راهی شد حاصل من آهیشد کوه همچو کاهی از عشق کهربا را
از شـمـس دین چـون مـه تـبـریـز هـسـت آگـهبـشـنو دعـا و گه گه آمین کن این دعا را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج