فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ١٨٧: از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

از سـینه پـاک کـردم افـکـار فـلسـفـی رادر دیـده جـای کـردم اشـکـال یوسـفـی رانـادر جــمــال بــایـد کــانـدر زبــان نـیـایـدتــا سـجـده راسـت آیـد مـر…

از سـینه پـاک کـردم افـکـار فـلسـفـی رادر دیـده جـای کـردم اشـکـال یوسـفـی را
نـادر جــمــال بــایـد کــانـدر زبــان نـیـایـدتــا سـجـده راسـت آیـد مـر آدم صـفـی را
طـوری چـگونه طوری نوری چـگونه نوریهر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را
خـورشـیـد چـون بـرآید هـر ذره رو نـمـایدنــوری دگــر بــبــایـد ذرات مــخــتــفــی را
اصــل وجـــودهــا او دریــای جـــودهــا اوچـون صـید می کـند او اشـیاء مـنتـفـی را
این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنهابـس تـیز گوش دارد مگشا بـه بـد زبـان را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج