در میان عـاشـقـان عـاقـل مبـاخاصه در عشق چنین شیرین لقادور بـادا عـاقـلـان از عـاشـقـاندور بــادا بــوی گــلـخــن از صــبــاگر درآید عـاقلی گو راه نیس…
| در میان عـاشـقـان عـاقـل مبـا | خاصه در عشق چنین شیرین لقا |
| دور بـادا عـاقـلـان از عـاشـقـان | دور بــادا بــوی گــلـخــن از صــبــا |
| گر درآید عـاقلی گو راه نیسـت | ور درآیـد عـاشـقـی صـد مـرحــبــا |
| عـقـل تـا تـدبـیر و اندیشـه کند | رفته بـاشد عشق تـا هفتـم سما |
| عقل تـا جـوید شتـر از بـهر حج | رفتـه بـاشـد عـشـق بـر کوه صـفا |
| عشق آمد این دهانم را گرفت | کـه گـذر از شـعـر و بـر شـعـرا بـرآ |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











