فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ١٧: ای باغ نیکویی گل روی ترا چمن

ای بــاغ نـیـکــویـی گــل روی تــرا چــمــنگل در چمن دریده ز شوق تـو پـیرهنزنـده دلـســت مـرده عـشـق تــو در لـحــدجان پـرور است کشته تیغ تو در کفنمـا…

ای بــاغ نـیـکــویـی گــل روی تــرا چــمــنگل در چمن دریده ز شوق تـو پـیرهن
زنـده دلـســت مـرده عـشـق تــو در لـحــدجان پـرور است کشته تیغ تو در کفن
مـا بـی تـو همـچـو مـرغ بـدام انـدریم و تـودر بـاغ می خرام چو طاوس در چـمن
در زیـر پــایـت از عـرق روی خــوب خـویـشنسرین گلاب ریختـه بـر بـرگ نستـرن
خـوی بـر رخ تـو ای گـل از انـدام تـو خـجـلگوی که قطرهای گلابـست بـر سمن
خــوبـــان روزگــار بـــپــیــش تــو ای نــگــارچون انجمند پـیش مه ای بـدر انجمن
ریحـان چـو بـیخ خـود بـزمـین سـر فـرو بـردفردا که تـو بـنفشـه بـرآری ز یاسـمن
گر بوسه یی از آن لب میگون رسد بسیفمست از نشاط رقص کند روح در بدن
وصـل مـن و تــو دیـر مـیـســر شـود ازآنـکهرجـا تـو آمدی بـروم من ز خویشتـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج