فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ١٧٨: می شدی غافل ز اسرار قضا

مـی شــدی غـافـل ز اســرار قـضـازخـم خـوردی از سـلحـدار قضاایـن چــه کـار افـتــاد آخــر نـاگـهـاناین چنین باشد چنین کار قضاهیچ گل دیدی کـه خـندد در ج…

مـی شــدی غـافـل ز اســرار قـضـازخـم خـوردی از سـلحـدار قضا
ایـن چــه کـار افـتــاد آخــر نـاگـهـاناین چنین باشد چنین کار قضا
هیچ گل دیدی کـه خـندد در جـهانکـو نشـد گـرینده از خـار قـضـا
هیچ بـخـتـی در جـهان رونق گرفتکو نشد محبـوس و بـیمار قضا
هـیـچ کـس دزدیده روی عـیش دیدکـو نـشــد آونـگ بــر دار قـضـا
هیچ کس را مکر و فن سودی نکردپـیش بـازی هـای مـکـار قـضـا
این قـضـا را دوسـتـان خـدمت کـنندجـان کنند از صـدق ایثـار قـضـا
گر چه صورت مرد جان بـاقی بـمانددر عـنـایت هـای بـسـیار قـضـا
جـوز بـشـکسـت و بـمانده مغز روحرفــت در حــلـوا ز انـبــار قـضــا
آنک سـوی نـار شـد بـی مـغـز بـودمـغـز او پـوسـید از انکـار قـضـا
آنـک سـوی یـار شـد مـسـعـود بـودمغز جـان بـگزید و شد یار قضا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج