فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ١٤٣: ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن

ای شده لعل لب تـو شکرافشان در سـخـناز لــب لـعــلـت روانـســت آب حــیـوان در ســخــناز لـبـان تـو شـکـر چـینی کـنـد روح الـقـدسچـون شود شیرین دهانت شـ…

ای شده لعل لب تـو شکرافشان در سـخـناز لــب لـعــلـت روانـســت آب حــیـوان در ســخــن
از لـبـان تـو شـکـر چـینی کـنـد روح الـقـدسچـون شود شیرین دهانت شـکرافشـان در سـخـن
نکته جانی تو گویی یک زمان خامش مباشمهر سـلطـانی تـو داری سـکـه بـنشـان در سـخـن
صوفی صافی بـدرد جامه بـر خود همچو گلکآن لب چـون غـنچـه گردد بـلبـل الحـان در سـخـن
در بـدن جـان می فزاید بـوسـه تـو زآن دهانوز شـکر در می فشـاند لعـلت ای جـان در سـخـن
مـهـر یـاقـوت از دهـان بـرگـیـر تـا پـیـدا شـوداین حـلـاوتـها کـه لـعـلـت راسـت پـنهان در سـخـن
در سـخـن تـو شکرافشانی و من حـیران تـوعـنـدلـیـب بـی نـوا خـامـوش و بـسـتـان در سـخـن
ای تـو بـا بـنده چـو یوسف بـا زلیخـا در مقالبـنده بـا تـو همـچـو هدهد بـا سـلـیمـان در سـخـن
از زبـان خـلـق دایم جـان و آن بـشـنـیـده ایمهـر دو داری ای صـنـم ایـن در لـب و آن در سـخــن
مطرب من قول تست ای من غزل گو بـهر توحــال بــر مـن شـد دگـر پــرده مـگـردان در سـخــن
از مـیـان تــو مــرا مـویـســت دایـم در دهـانوز دهـان تــو مـرا تــنـگــســت مـیـدان در ســخــن
تو سخن می گویی و خوبـان عالم خامشندلشکری خاموش به چون هست سلطان در سخن
گـر بـنـالـم از غـمـت عـیـبـم مـکـن کـایوب رادم بـــدم مــی آورد ایــذای کـــرمــان در ســـخـــن
سـایه بـر کارم فـگندی تـا چـنین گویا شـدمذره را آوردی ای خــورشــیــد تـــابـــان در ســخــن
سـیف فرغانی درمهای تـو چـون شـاید نثـارحــضـرت اوراسـت کـه زرسـنـج مـیـزان در سـخــن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج