فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ١٤٠: به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش

به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوششکـه شـد گـرد یـتــیـمـی سـایـه افـکـن درگـوشـشز طـبـل بـاز گشـت حـشـر هوشـش بـرنمی گـرددمی آشامی که سازد گردش …

به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوششکـه شـد گـرد یـتــیـمـی سـایـه افـکـن درگـوشـش
ز طـبـل بـاز گشـت حـشـر هوشـش بـرنمی گـرددمی آشامی که سازد گردش چشم تو مدهوشش
در آن محـفل که شمع آن روی حـیرت آفرین بـاشدسـپـند از جـای خـود بـرخـاسـتـن گردد فراموشـش
بـهر کـس بـگـذری چـون شـمع بـا آن قـامـت رعـنانمی آید بـه هم تـا حـشـر چـون محـراب آغوشـش
کـدامـیـن قـلـب را از جـلـوه مـسـتـانـه بــرهـم زد؟که کـاکل می کشـد دسـت نوازش بـاز بـردوشـش
بـه حـرف عـاشـق سـرگـشـتـه از تـمکـین نپـردازدمـگـر قـلـاب خـط این پـنـبـه بـیـرون آرد از گـوشـش
کـسـی کـز جــلـوه مـسـتــانـه اوبــی خـبــر گـرددبــه دیــوان قــیــامــت آورنــد از خــاک بـــادوشــش
صبـاحـت بـیش ازین در مشرق امکان نمی بـاشـدکـه از آب گهر شـد بـی صـفـا شـیرین بـناگـوشـش
عــیـار گــفــتــگــوی او نـمـی دانـم ،هـمـیـن دانـمکـه در فـریـاد آرد بــوســه را لـبــهـای خــامـوشـش
بـه تـمـکـین خـرد بـی تـابـی عـاشـق نمی سـازدمن و آن می که خم را پـایکوبـان می کند جوشش
ز وصـل آن دهـن بــردار صـائب کـام پــیـش از خـطکه پـی گم می کند در دور خط سرچشمه نوشش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج