فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ١٢٨: نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش

نـمـی تــابــد ز آتـش روی، خـط عـنـبــر آلـودشچه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودشتـمـاشـای گـل و شـبـنـم گـوارا بــاد بــربــلـبـلکـــه بـــو…

نـمـی تــابــد ز آتـش روی، خـط عـنـبــر آلـودشچه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
تـمـاشـای گـل و شـبـنـم گـوارا بــاد بــربــلـبـلکـــه بـــوی گــل نــمــی ارزد بـــه روی گــریــه آلــودش
خـــــدا از وعـــــده دور و دراز او نـــــگـــــه دارد!کــه دارد وعـــده بـــافــردای مــحـــشـــر وعـــده زودش
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارمکـه تـارش رشـتـه جـان اسـت و جـسـم نـاتـوان پـودش
سـپـند شوخ چـشمی نذر آتـش کرده ام صائبکـه خـواهـد چـشـم مـجـمـرروشـنـایـی یـافـت ازدودش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج