فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ١٢٨: مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد

مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشدکه بـی عـنایت جـان بـاغ چـون لحـد بـاشـدچـه ریشـه بـرکنی از غصه و پـشیمانیچـو ریش عـقـل تـو در دسـت کالبـد بـاشـدبکن مج…

مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشدکه بـی عـنایت جـان بـاغ چـون لحـد بـاشـد
چـه ریشـه بـرکنی از غصه و پـشیمانیچـو ریش عـقـل تـو در دسـت کالبـد بـاشـد
بکن مجاهده بـا نفس و جنگ ریشاریشکـه صـلـح را ز چـنین جـنگ ها مـدد بـاشـد
وگـر گـریز کـنی همچـو آهو از کـف شـیرز تـــو گــریــزد آن مــاه بـــر اســـد بـــاشــد
نه گـوش تـو سـخـن یار مـهربـان شـنـودنـه پـیش چـشـم تـو دلـدار سـروقـد بـاشـد
نشین بـه کشتـی روح و بـگیر دامن نوحبه بحر عشق که هر لحظه جزر و مد باشد
گـذر ز ناز و ملولی کـه ناز آن تـو نیسـتکــه آن وظــیـفــه آن یـار مــاه خــد بــاشــد
چه ظلم کردم بـر حسن او که مه گفتـمصـد آفـتـاب و فـلـک را بـر او حـسـد بــاشـد
خـموش بـاش و مگو ریگ را شـمار مکنشـمار چـون کنی آن را که بـی عدد بـاشـد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج