فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ١٢٥: کجا پروانه رابا خویش سازد همنشین آتش؟

کجـا پـروانه رابـا خـویش سازد همنشین آتـش؟که دارد هر طرف چون شمع چندین خوشه چین آتشزخـوی سـرکش او شـد چـنین بـالانشـین آتـشو گــرنــه بـــود در خــارا…

کجـا پـروانه رابـا خـویش سازد همنشین آتـش؟که دارد هر طرف چون شمع چندین خوشه چین آتش
زخـوی سـرکش او شـد چـنین بـالانشـین آتـشو گــرنــه بـــود در خــارا مــقــیــد پــیــش ازیــن آتــش
گره چـون گریه گردیده است شبـنم درگلوی گلنـنـوشـد آب خـوش هـرکـس کـه دارد در کـمـین آتـش
مـگـر تـسـکـین بـه لـعـل آبـدار خـود دهی دل راو گــرنــه هــیــچ دریــا بــرنــمــی آیــد بــه ایـن آتــش
ز فیض عشق او خورشید شد هر ذره خاک منکـنـد یـکـرنـگ خـود بـاهـر چـه مـی گـردد قـریـن آتـش
نـبـاشـد لـالـه در دامـان این صـحـرا، کـه افـتـادهز بــرق آه مــن در خــیــمــه صــحــرا نــشــیــن آتــش
چه بـاشد مست خارخشک من، کزبیم خوی اوز مــجــمــر مــی گــریــزد درحــصــار آهــنــیــن آتــش
ز فـرش بـوریا گـفـتـم مـگـر لـاغـر شـود نفـسـمنـدانـسـتـم کـه از خـاشـاک مـی گـردد سـمـین آتـش
فرو خور خـشم راگر زنده می خواهی دل خودراکـه کــارآب حــیـوان مـی کــنـد در خــوردن ایـن آتــش
خطش زان درنظر چـون موی آتـش دیده می آیدکــه یــاقــوت لــب او راســـت در زیــر نــگــیــن آتـــش
امـیـد سـازگـاری دارم ازحــسـن جــهـانـسـوزیکـه نقـش از خـوی او چـون لـالـه بـنـدد بـرزمـین آتـش
ســمــنـدر شــو اگــر از نـی تــمــنـای نـوا داریکــه دارد نــالــه جــانــســوز نــی درآســتــیــن آتــش
ز بـرق حـسـن، کـوه طـور صـحـرا گرشـد صـائبسـپــنـدی چـون نـگـهـداری کـنـد خـود رادریـن آتـش ؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج