فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 اردیبهشت 1403

شماره ١١: بار فراق بستم و ، جز پای خویش را

بــار فـراق بـسـتـم و ، جـز پـای خـویـش راکـردم وداع جـملـه اعـضـای خـویش راگـویـی هـزار بــنـد گــران پــاره مـی کــنـمهـر گـام پـای بـادیه پـیمـای خ…

بــار فـراق بـسـتـم و ، جـز پـای خـویـش راکـردم وداع جـملـه اعـضـای خـویش را
گـویـی هـزار بــنـد گــران پــاره مـی کــنـمهـر گـام پـای بـادیه پـیمـای خـویش را
در زیـر پـای رفـتـنـم الـمـاس پـاره سـاخـتهجـر تـو سـنگریزه صحـرای خـویش را
هـر جـا روم ز کـوی تـو سـر بـر زمـیـن زنـمنـفـرین کـنـم اراده بـیـجـای خـویـش را
عــمــر ابــد ز عــهـده نـمــی آیـدش بــروننـازم عـقـوبـت شـب یلـدای خـویش را
وحشی مجال نطق تو در بزم وصل نیستطی کن بساط عرض تمنای خویش را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج