شاه بلوط
شاهِ بلوط ایل و صنوبر غزل بپاش
کندو لب خیال معطر عسل بپاش
گندم برشته است بیا صبح آمده
بر روی سفره چای و نبات و بغل بپاش
کولی سوار رایحه و چشمه و بهار
از هفت شعر عشق برایم غزل بپاش
حتی اگر که نان تو به دستم نمی دهی
از چشم های گندمی ات لااقل بپاش
با یکنگاه لرزه بینداز ، جان ِ من
در رشته کوه یخ زده ی من گسل بپاش
چشمان تو ضیافت دریا و پنجره است
لطفت همیشگی است بیا بی مثل بپاش
دست خودم که نیست اگر دوست دارمت
دست کمی، برای دلم راه حل بپاش
تندیس باستانی من ، ای زئوس عشق
پلکی بزن….مجسمه!…عکس العمل بپاش
شعری بگو بیا و در این بوستان بخوان
یک بیت عاشقانه، تو شیخ اجل بپاش
#زینب_حسامی


