در چشمهایت مهر یک شبگرد خوابیده
آرام تر…بر شانه هایم درد خوابیده
آرام تر…بر شانه هایم درد خوابیده
بر گردنم آهسته زن هر بوسه، بغضیست
کز ناله در هر رفتنت دَمسرد خوابیده
احساس من پاکیِ در آیینه ها است
افسوس رویش لایه های گرد خوابیده
عشقیست در چشمان مشکینم که هر صبح
با غمزه ای در حسرتش یک مرد خوابیده
بر من مگیری خُرده جانم باز چندیست
در باغ امیدم کسی دلسرد خوابیده
من دوست دارم گفتگو با یاسمن هاش
هرچند بر رخساره رنگی زرد خوابیده
با مُهره ها مردانه بازی کن تو اینبار
یک شانس در مارسیِ تخته نرد خوابیده
……………..
شادی بلکامه
شاعر شادي بلكامه
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











