تنهاتر از آنم که با این جمع هم پیمان شوم
ابری تر از آنم که حتی قطره ای باران شوم
ابری تر از آنم که حتی قطره ای باران شوم
میترسم از روزی که حالم را بپرسی،راستش
رسواتر از آنم که پشت واژه ها پنهان شوم
پیش از تو لاینحل ترین مرد معما بوده ام
باور نمیکردم خودم اینقدرها آسان شوم
از خود نِمیرانی مرا تا مرگ در بر گیردم
در بَر نمیگیری مرا تا وهله ای جانان شوم
آشوب موهایت مرا دارد به یغما میبرد
چیزی نگو طوفانِ من، بگذار سرگردان شوم!
سینا نیری
تابستان ۹۶
شاعر سینا نیری
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










