خرم آن ساعت که بنشینم به ایوان نجف
نیل احزانم شود خشک از عصای این شعف
ساقی و مطرب اگر یک دم ببینید این سرا
بشکند او جام و آن یک بی تأمل چنگ ودف
واعظا دیگر به منبر وعده جنت مده
بیشک این صحن وسرا برعرش هم بخشد شرف
حاجیا گیرم که بوسیدی حجر هفتاد بار
لیکن اینجا سر نسایی عمر میباشد تلف
زاهدم گفتا بخوان اینجا زیارتنامهای
گفتمش لببسته حاجت میدهد شاه نجف
جبرئیل ازعرش حسرت میخورد براین سرا
روز و شب بین قدسیان آیند پابوسش به صف
درّ خود را منتظر بنشست از روز ازل
مزد صبرش عاقبت بگرفت بیت اله به کف
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
طوف آیا گرد در اولاست یا گرد صدف
گر گزارم حج به این درگاه آیا کافرم
من که راهم نیست تا بیت و منی و مزدلف(1)
نازل آیا میشود یکبار دیگر قد نری(2)
گوید او این بار ولّی وجهک شطر النّجف
کاش میشد در حریمش خاک گیرد در برم
منذ ولدی تربه ایای حبا قد شغف(3)
کاش آید در شب وحشت بگیرد دست من
غیر حبّش جز گنه چیزی ندارم من به کف
بار خود سنگین نمودم از معاصی لیکنم
زاسمان گویند تا در بند اویی لا تخف
نیل احزانم شود خشک از عصای این شعف
ساقی و مطرب اگر یک دم ببینید این سرا
بشکند او جام و آن یک بی تأمل چنگ ودف
واعظا دیگر به منبر وعده جنت مده
بیشک این صحن وسرا برعرش هم بخشد شرف
حاجیا گیرم که بوسیدی حجر هفتاد بار
لیکن اینجا سر نسایی عمر میباشد تلف
زاهدم گفتا بخوان اینجا زیارتنامهای
گفتمش لببسته حاجت میدهد شاه نجف
جبرئیل ازعرش حسرت میخورد براین سرا
روز و شب بین قدسیان آیند پابوسش به صف
درّ خود را منتظر بنشست از روز ازل
مزد صبرش عاقبت بگرفت بیت اله به کف
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
طوف آیا گرد در اولاست یا گرد صدف
گر گزارم حج به این درگاه آیا کافرم
من که راهم نیست تا بیت و منی و مزدلف(1)
نازل آیا میشود یکبار دیگر قد نری(2)
گوید او این بار ولّی وجهک شطر النّجف
کاش میشد در حریمش خاک گیرد در برم
منذ ولدی تربه ایای حبا قد شغف(3)
کاش آید در شب وحشت بگیرد دست من
غیر حبّش جز گنه چیزی ندارم من به کف
بار خود سنگین نمودم از معاصی لیکنم
زاسمان گویند تا در بند اویی لا تخف
(1) مزدلفه، مشعرالحرام
(2) قسمتی از آیه تغییر قبله، بقره 144، قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماء …
(3) از زمان تولدم، تربت او مرا شیفته خود کرده است
شاعر سید حسین شیرازی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو