عشق جاری میشود در رگهای عاشقیم، تو بمان!
دیدنه دوباره ات، جان دوباره من است
مست میشوم از بودنت عزیز، تو بمان!
کاش قلبم ز سینه برون زند و تو بنگری
بطن بطن آن، بعشق تو میتپد، تو بمان!
……. من، زندگی با تو رنگ و بوی دگر است
رنگین کمان زندگیم تویی، تو بمان!
شعرهایم، تنها بعشق تو جاری میشوند
رودخانه این صحرای خشک بشو، تو بمان!
هر چه میسرایم، از درون قلب من است
سرچشمه اش وجود با برکت توست، تو بمان!
هزار بیت من و هزار شاهنامه، اگر بسرایم
تمامش خلاصه در این جمله میشود، “تو بمان!”
یگانه آرزوی من، رسیدن به وصال توست
ای راز و نیاز و قنوتم در نماز، تو بمان!
ای کاش خواب اصحاب کهف، نصیبم شود
بخوابم و بیدار گردم ز روی تو، تو بمان!
لبیک من بدور کعبه تو، حجت مسلمانیست
ای اصل دین و آئین زندگیم، تو بمان!
آدم به اشاره ای، برای حوا بهشتش فروخت
من نیز ز نسل همان آدمم، تو بمان!
شرحه شرحه برون میزند از درونم ندای عشق
ای حجت بودنم در این دنیا، تو بمان!
معجزه تویی، تو تنها نشانه خدا
ایمان بدادی بمن از کفر، تو بمان!
شاعر سید حسن کاشانی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










