مثل بیدار شدن در خم خورشید جنوب
مثل مهتاب شدن در نفس گرم غروب
دست بر بادیه زن!عشق مگر فریادی است
شعله ی مشق جنون در تب دریای تو خوب
عشق همبازی فرهاد شد از بستر حور
ماه هم بستر شیدای خزر نوش شروب
مه که لیلی بزند قرص شب افروز حضور
باد را ولوله آرد ز سراپرده،بکوب!
منقش شعر جنوب است صدف از لب نور
بافه ی مشرقي گیس خزان شعر کروب
حرف آغاز شدم از نفس مست تو عشق!
بیست بر کردی از این عشق ز اوزان مکتوب
سیده مریم جعفری
شاعر سیده مریم جعفری
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











