نيستم جز خاطري در يادها
تا غبارم را بروبد بادها
ناي خاموشي درون سينه ام
با سكوتش كرده ام فريادها
جور و بيداد زمان روحم فسرد
بس كه رنجيدم از اين بيدادها
داد ما شد وعده امّا روز حشر
داد ازين بيداد و از اين دادها
قصّهء تلخي كه فرجامش نبود
هيچ شيرين در بر فرهادها
#محمدطباطبايي
شاعر سيد محمد طباطبايي
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










