بر سفره ی من خوب نمک گیر شدی
در دیده و دل ماندی وزنجیر شدی
ای غم قدمت بر دل من سبز و روان
دیدی که به آغوش خودم پیر شدی؟
_____________________
با عشق تبسم زدنت شیرین است
انگور لبت بر تب دل تسکین است
وقتی که غمم قهوه ی تلخ قجریست
شیرینی خندیدن تو تضمین است
_________________________
فصل اول دل من در خم مژگان تورفت
فصل دوم دل و دین دادی و ایمان تو رفت
فصل سوم تو به من سنگ زدی خاطره مرد
- فصل آخر هوسم از تن و از جان تو رفت


