به نام یگانهی هماره جاودان
به مناسبت زلزلهی کرمانشاه در تاریخ ۲۱ آبانماه ۹۶:
گاهِ دل، در غصّهها، بیگاه شد
با دلم، پسلرزهها، همراه شد
بی تپش شد، لحظههای عاشقی
انتهای عاشقی، یک، آه شد
لحظههای دل، پُر از: احساسِ غم
در درونِ جان، غمی، جانکاه شد
گوشههای سازِ دل، غم میزند
از غمم، هر بیدلی، آگاه شد
تار و پودم، تارِ غم را، نغمهگر
سوگوارِ داغِ کرمانشاه شد
نغمههای سازِ دل، پرسوز و درد
رودِ غم؛ دستانِ غم، ناگاه شد
در سهگاهِ غم، دلم، ماتمسُراست
گامِ دل، بیارتفاعو، گاه شد
بینفس شد، نینوای جان من
هر صدای دل، برون از چاه شد
ضرب و آهنگِ عطش، رفت از تپش
گریه را، میلِ دلم، دلخواه شد
دستگاهِ شورِ جان، بیشور و شوق
نالهها، تا آسمان؛ تا ماه شد
زهرا حکیمی بافقی، کتاب آوای احساس.

