عشق بازی کن ولی با یار دیگر خوب نیست
دل ببر اما از آن دلدار دیگر خوب نیست
با لباسِ دیگران استخر رفتن اشتباست
چون لباسِ کهنه هم یک بار دیگر خوب نیست
هر که دارد دلبری دل را ببندد هم بر او
تکیه بر یک شانه یا دیوار دیگر خوب نیست
توی دنیا هر چه کردی بر سرت خواهد گذشت
لعن و نفرین از دلِ بیمار دیگر خوب نیست
ای که داری میبری یارِ کسی هشیار باش
می برد یارِ تو را تاتار دیگر خوب نیست
سرکشته
شاعر سهراب عرب زاده.سرگشته.
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










